الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

561

الغدير ( فارسى )

خطيب و ابن عساكر از امير المؤمنين روايت كرده‌اند كه فرمود : رسول خدا مرا به نبرد با ناكثين و قاسطين و مارقين امر كرد . « 1 » اين روايت را حموينى « 2 » و سيوطى « 3 » روايت نموده‌اند و حاكم و ابن عساكر نيز از ابن مسعود روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا بيرون آمد تا به منزل ام سلمه رسيد . سپس على آمد و پيغمبر به ام سلمه فرمود : به خدا سوگند ، اين پس از من قاتل قاسطين و ناكثين و مارقين است . « 4 » حموينى هم به دو طريق از سعد بن عباده ، از على روايت كرده كه فرمود : من مأمور به نبرد با ناكثين و مارقين و قاسطين هستم . « 5 » بيهقى و خوارزمى از ابن عباس روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا به امّ سلمه فرمود : اين علىّ بن ابى طالب است . گوشت او از گوشت من است و خون او از خون من . او نسبت به من به منزلهء هارون نسبت به موسى است ، جز اينكه بعد از من پيغمبرى نخواهد بود . اى امّ سلمه ، اين امير مؤمنان ، سرور مسلمانان ، گنجينهء دانش من ، وصىّ من و درى است كه از آن در به من راه خواهند يافت . او برادر من در دنيا و آخرت است و در مقام برتر و بالاتر با من است . على قاسطين و ناكثين و مارقين را به قتل خواهد رساند . « 6 » اين خبر را حموينى با اختلاف در يك واژه به سه طريق روايت كرده است . « 7 » كنجى و متقى نيز حديث مزبور را از طريق حافظ عقيلى روايت كرده‌اند . « 8 » شيخ الاسلام حموينى در فرايد السمطين از طريق حاكم ، از ابو ايوب روايت كرده كه گفت : رسول خدا مرا به نبرد با ناكثين و قاسطين امر فرمود و از طريق ديگر آن را از غياث بن ثعلبه ، از ابو ايوب روايت كرده است غياث گويد : ابو ايّوب اين حديث را در خلافت عمر بن خطاب بيان داشت .

--> ( 1 ) . تاريخ بغداد : 8 / 340 و 13 / 187 . ( 2 ) . فرايد السمطين ، باب پنجاه و سوم . ( 3 ) . جمع الجوامع : 6 / 392 . ( 4 ) . همان : 6 / 391 . ( 5 ) . فرايد السمطين ، باب پنجاه و چهارم . ( 6 ) . المحاسن و المساوى : 1 / 31 ؛ المناقب 52 ، 58 . ( 7 ) . فرايد السمطين ، باب بيست و هفتم و بيست و هشتم . ( 8 ) . كفاية الطالب 69 ؛ كنز العمّال : 6 / 154 .